آرشیو وبلاگ لوگو ![]() آمار وبلاگ
آریایی جمعه 90 مهر 1 :: 6:24 عصر :: نویسنده : سبحان
سلام به همه ی دوستان لطفا در نظر سنجی انتخاب بهترین سرمربی لیگ برتر ایران شرکت کنید . موضوع مطلب : تلخی های تو شیرینی خاصی به لحظه هایمان میدهد!! آسوده باش محبوب من!! من خریدار اخم های تو نیز هستم...
بیا کمی بیشتر قدم بزنیم!! چیزی نمی شود!! فقط کمی دیوانگی مان بیشتر می شود!! محبوب من با تو که قدم می زنم همه جای این سرزمین را بهشت می بینم چه بگویم روشنی شب های مهتابی؟! تو سکوت را هم به تماشا می نشینی؟!! اگر خدا بخواهد شمع بی سر پناه امیدت در میان گردباد زندگی خاموش نخواهد شد ایمان دارم! باور کن!!! -------------------------------------------------------------------------- با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره می کنم ای ستاره ها اگر به من مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره می کنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است جور بیکرانه و بهانه خوش تر است در کنار این مصاحبان خود پسند ناز و عشوه های زیرکانه خوش تر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد ای ستاره ها چه شد که بر لبان او آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد جام باده سرنگون و بسترم تهی سر نهاده ام به روی نامه های او سر نهاده ام که در میان این سطور جستجو کنم نشانی از وفای او
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دو رویی و جفای ساکنان خاک کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک
من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خدا به من اگر به جز جفا زین سپس به عاشقان با وفا کنم
ای ستاره ها که هم چو قطره های اشک سر به دامن سیاه شب نهاده اید ای ستاره ها کز آن جهان جاودان روزنی به سوی این جهان گشاده اید
رفته است و مهرش از دلم نمی رود ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟ ----------------------------------------------------------------------- - -
دیل کارنگی: راه نفوذ در دیگران ، دانستن آرزوهایشان است. یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* *
وانگال: کسی که غرور بیجا دارد، حاضر است گم شود اما راه را از دیگران نپرسد.
زنده به شعر خویشم در این اسارت شعر
عشقم همین قافیه ام در این کسالت شعر
شاعرکی بازیگوشم که در نبرد با خویش
می خزم در امتداد شب به بی نهایت شعر
چشمک این واژه ها در امتداد شعر دوست
چه رنگی می زند داد به نقش غربت شعر
خدای من چه میشنوم صدای ناله کیست ؟
چه آهی میکشد آه به بام خلوت شعر!
دلم داند قلم خواهد که من با شعر بمیرم
هوار و صد هزار بیداد از این سماجت شعر
قصم به نور این ماه قصم به ظلم این شب
زنده به شعر خویشم در این اسارت شعر
-------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------
میرسد روزی که فریاد و فغان ها سر کنی میرسد روزی که احساس مرا باور کنی میرسد روزی که نادم باشی از رفتار خویش خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی میرسد روزی که تنها ماند از من یادگار نامه هایی را با دریای اشکت تر کنی میرسد روزی که تنها در مسیر بی کسی بوته های وحشی گل را زغم پرپر کنی میرسد روزی که صبرت سر شود در پای من آن زمان احساس امروز مرا باور کنی
رویش عشق ، سرآغاز کتاب من و توست گوش کن این صدای دل یک بلبل است درتمنای گلی است که به او میگوید تا ابد لحظه به لحظه دل من با همه مستی و شیدایی و عشق همه تقدیم تو باد
امام سجاد (ع)
موضوع مطلب : پنج شنبه 90 شهریور 31 :: 8:15 عصر :: نویسنده : سبحان
یه دختره کوری در این دنیای نامرد زندگی میکرد این دختره یه دوست پسر داشت که عاشق اون بود. دختره همیشه میگفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون میموندم یه روز یه نفر چشاشو داد به دختره و بینا شد دختره دید پسره نا بیناس بهش گفت دیگه نمی خوام برو پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت مواظب چشمای من باش ؟چرا این دخترا نامردن ؟؟؟؟
موضوع مطلب : پنج شنبه 90 شهریور 31 :: 8:15 عصر :: نویسنده : سبحان
غــــــــــــــــــــــــــم
در ابتدای زندگیم چیزی در گوشم زمزمه کرد که تا آخر عمر همراه تو هستم
پرسیدم چیستی؟ گفت : غــــــــــــم فکر کردم غــــم عروسکی است که میتوانم تا پایان عـــمر با آن بازی کنم اما... اما بعدها فهمیدم عروســـــــکی هستم که بازیچه غـــم شده ام...
موضوع مطلب : پنج شنبه 90 شهریور 31 :: 8:15 عصر :: نویسنده : سبحان
زندگی یک آواز است ........... آن را بـــخوان زندگی یک بـــــازی است ......... آن را بازی کن زندگی یک مبـــــارزه است بآن مقابله کن زندگی یک رویـــــا است به آن واقعیت ببخش زندگی یک فداکـــاری است آن را عرضه کن زندگی یک عشـــــق است از آن لذت ببر
زندگی چیست؟ خون و دل خوردن است اولش غم آخرش مردن است
زندگی چیست؟ به موج اقیانوس اولش غم آخرش مردن است. زندگیزندان است زندانی را زندان چرا.
(( من جدایی نکردم خدا کرد نمی دانم کدام ناکس دعا کرد ))
دوستـــتـــون دارم پـــیام یادتـــون نــــــــــره
موضوع مطلب : دوشنبه 90 مرداد 31 :: 5:27 عصر :: نویسنده : سبحان
-سوال اگر امام زمان وجود دارد «طیبه» یکی از نامهای مدینه طیبه است. این روایت دلالت میکند که آن حضرت(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت میکند که همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یکی از آنها بمیرد، کس دیگری جایگزین او میشود. موضوع محل اقامت و سکوت امام مهدی(ع) در زمان غیبت از جمله موضوعهایی است که ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار میگیرد.
پیش از پاسخگویی به این پرسش یادآوری این نکته ضروری است که برای غیبت امام مهدی(ع) دو معنا قابل تصور است: 1.بحث از محل اقامت و سکونت امام مهدی(ع) در زمان غیبت اگر چه در هر دو فرض مطرح میشود، ولی به نظر میرسد در فرض دوم این موضوع کمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود در هر کجا که بخواهد میتواند زندگی کند. 2. همچنین آن حضرت در توقیع شریفی که خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه میفرماید: 3.در روایتی که از امام صادق(ع) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی(ع) را جایی ناشناس معرفی میکند که جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند: 4.اینگونه روایات گویای آن است که امام مهدی(ع) بر اساس امر الهی، در مکانهایی ناشناخته، دور از دسترس، به دور از شهرها و آبادیها زندگی میکند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست. ? یاقوت حموی در مورد منطقه «رضوی» مینویسد: ? گفتنی است در احادیث فراوانی، از «رضوی» یاد شده و از آن بسیار ستایش شده است. ج) ذی طوی ? گفتنی است در دعای ندبه نیز به نام این مکان اشاره شده و در برخی روایات، از همین منطقه به عنوان محل تجمع یاران امام مهدی(ع) یاد شده است. ** حال این پرسش مطرح میشود که کدامیک از این سه دسته روایت قابل پذیرش هستند و آیا راهی برای جمع کردن میان آنها وجود دارد یا خیر؟ بدیهی است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در میان مردم زندگی کند، مکانهایی چون مدینه منوره در کنار قبر جد بزرگوارش، بهترین مکان خواهد بود. لطفا نظر دهید!!! موضوع مطلب : جمعه 90 مرداد 28 :: 4:28 عصر :: نویسنده : سبحان
برای دیدن عکس در سایز اصلی اینجا کلیک کنید. شب قدر است امشب مست مستم ای خدا با تو
موضوع مطلب : شنبه 90 مرداد 22 :: 4:43 عصر :: نویسنده : سبحان
سلام
ایرانیان بپا خیزید خلیج نیلگون فارس از آن ماست تاریخ گواه این ادعاست پس ایرانی باشید و ایرانی بمانید لینک زیر برای اثبات حقانیت نام فارس برای خلیج فارس است http://www.persianorarabiangulf.com/index.php موضوع مطلب : شنبه 90 مرداد 22 :: 3:57 عصر :: نویسنده : سبحان
انواع علایم ظهور
علائم ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به سه دسته تقسیم می شوند:
دسته اول: علائمی که مخصوص به خود آن حضرت هستند. که هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر. دسته دوم: ق
علائم حتمی ظهور علائم حتمی، علائمی هستند که پیش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم، مردم متوجه نزدیک شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوند و پس از آن حضرت ظهور می فرمایند و جهان را با عدالت و حکومت خود، از ظلمها و بدیها می رهانند.
دجال شخصی است که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق،سرخ رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد محل خروج دجال است که در روایات مکآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت میرسد که در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح میکنند بعضی قائلند که به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم.
در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم: 3-سید حسنی بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، از نشانههای ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است. سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست میگیرد و اندکی پیش از ظهور به سوی عراق وکوفه میرود و از دیلم و قزوین تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاک میکند و سرانجام کوفه را محل اقامت خویش قرار میدهد؛ مدتی در کوفه اقامت مینمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان میرسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف میشوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را مینماید. 4-قیام سید خراسانی قیام سید خراسانی یکی از علائم و نشانه های ظهور مهدی موعود (عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد «خروج خراسانی،سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند که خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف کوفه در حرکت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود که قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می رود در مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از کلمه «فتی» که در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذکر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی که برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یکی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینکه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیکی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد که آیا به معنی خال معروف است و یا اینکه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است. علائم غیر حتمی علایم غیرحتمی، با ظهور ارتباط استلزامی ندارند، زیرا ممکن است برخی از آنها اصلا واقع نشود ولی ظهور تحقق یابد. و احتمال دارد برخی از نشانهها حادث شود ولی ظهور توأم و همزمان با آنها شکل نگیرد و بدین بیان که: این نشانهها، بیانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اینکه گفته شود: نامه رسان هنگامی میآید که هوا صاف باشد. منظور این است که نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه این که هر وقت هوا صاف بود او میآید. در باب علایم ظهور نیز مراد این است که حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در غیر این اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه این که هر وقت این اوضاع پدیدار شد، حضرتش باید ظهور کند. از مباحث یاد شده بر میآید که فساد و... شرط ظهور نبوده بلکه نشانههای ظهور هستند. از جمله علائم غیر حتمی ظهور، گسترش و فراگیر شدن فساد می باشد. - علامت دیگر که به عنوان علامت آخر الزمان در روایات وارد شده است، ترویج ربا خواری می باشد. - علامت دیگر، قطع رحم می باشد. در حدیث شریفی از پیامبر وارد شده است که «در آخر الزمان قطع رحم شایع گردیده و مردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند، آنگاه که بزرگترها بر کوچکترها محبت نکنند و حیای کوچکترها بسیار کم شود.»
2. و دیدی که: ظلم و ستم فراگیر شده است. 3. و دیدی که: قرآن فرسوده و بدعتهائی از روی هوا و هوس،در مفاهیم آن آمده است. 4. و دیدی که: دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی که آن را واژگون سازند. 5 . و دیدی که: طرفداران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفتهاند. 6. و دیدی که: کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمیشود و بدکاران بازخواست نمیشوند. 7. و دیدی که: مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند. 8. و دیدی که: افراد (به ظاهر) با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمیپذیرند. 9. و دیدی که: شخص بدکار دروغ گوید: و کسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمیکند. 10. و دیدی که: بچهها، به بزرگان احترام نمیگذارند. 11. و دیدی که: قطع پیوند خویشاوندی شود. 12. و دیدی که: بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13. و دیدی که: نوجوانان پسر، همان کنند که زنان میکنند. 14. و دیدی که: زنان با زنان ازدواج کنند. 15. و دیدی که: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف میکنند و کسی مانع نمیشود. 16. و دیدی که: افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه میبرند. 17. و دیدی که: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود. 18. و دیدی که: همسایه همسایه خود را اذیت میکند و از آن جلوگیری نمیشود. 19. و دیدی که: کافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است. 20. و دیدی که: شراب را آشکار میآشامند و برای نوشیدن آن کنار هم مینشینند و از خداوند متعال نمیترسند. 21. و دیدی که: کسی که امر به معروف میکند خوار و ذلیل است. 22. و دیدی که: آدم بدکار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است. 23. و دیدی که: اهل قرآن و دوستان آنها خوارند. 24. و دیدی که: راه نیک بسته و راه بد باز است. 25. و دیدی که: خانه کعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده میشود. 26. و دیدی که: انسان به زبان میگوید ولی عمل نمیکند. 27. و دیدی که: مؤمن، خوار و ذلیل شمرده میشود. 28. و دیدی که: بدعت و زنا آشکار شود. 29. و دیدی که: مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد کنند. 30. و دیدی که: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد. 31. و دیدی که: دین براساس میل اشخاص معنی شود و کتاب خدا و احکام آن تعطیل گردد. 32. و دیدی که: جرأت بر گناه آشکار شود و دیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد. 33. و دیدی که: مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش. 34. و دیدی که: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد. 35. و دیدی که: سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاران دور شوند. 36. و دیدی که: والیان در قضاوت رشوه بگیرند. 37. و دیدی که: پستهای مهمّ والیان براساس مزایده است نه بر اساس شایستگی. 38. و دیدی که: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بشکند. 39. و دیدی که: مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. 40. و دیدی که: زن بر شوهر خود مسلط شود و کارهایی که مورد خشنودی شوهر نیست انجام میدهد و به شوهرش خرجی میدهد. 41. و دیدی که: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد. 42. و دیدی که: مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید و فروش میشود. 43. و دیدی که: آشکار قماربازی شود. 44. و دیدی که: مردم محترم توسط کسی که مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 45. و دیدی که: نزدیکترین مردم به فرمانداران، آنانی هستند که به ناسزاگویی به ما خانواده عصمت ـ علیهمالسّلام ـ ستایش شوند. 46. و دیدی که: هرکس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و گواهیاش را قبول نمیکنند. 47. و دیدی که: در گفتن سخن باطل و دروغ بر همدیگر رقابت کنند. 48. و دیدی که: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است. 49. و دیدی که: همسایه از ترس زبان به همسایه احترام میکند. 50. و دیدی که: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوا و هوس عمل شود. 51. و دیدی که: مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود. 52. و دیدی که: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان درغگو است. 53. و دیدی که: بدکاری آشکار شده و برای سخنچینی کوشش میشود. 54. و دیدی که: ستم و تجاوز شایع شده است. 55. و دیدی که: غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت کنند. 56. و دیدی که: صبح و جهاد برای خدا نیست. 57. و دیدی که: سلطان به خاطر کافر، شخص مؤمن را خوار کند. 58. و دیدی که: خرابی بیشتر از آبادی است. 59. و دیدی که: معاش انسان از کمفروشی به دست میآید. 60. و دیدی که: خونریزی آسان گردد. 61. و دیدی که: مرد به خاطر دنیایش ریاست میکند. 62. و دیدی که: نماز را سبک شمارند. 63. و دیدی که: انسان ثروت زیادی جمع کرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زکاتش را نداده است. 64. و دیدی که: قبر مردهها را بشکافند و آنها را اذیت کنند.65. و دیدی که: هرج و مرج بسیار است. 66. و دیدی که: مرد روز خود را با مستی به شب میرساند، و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیّتی به برنامه مردم ندهد. 67. و دیدی که با حیوانات آمیزش میشود. 68. و دیدی که مردم به مسجد (محل نماز) میرود وقتی برمیگردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزدیدهاند). 69. و دیدی که: حیوانات همدیگر را بدرند. 70. و دیدی که: دلهای مردم سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است. 71. و دیدی که: بر سر کسبهای حرام آشکار را رقابت کنند. 72. و دیدی که: نمازخوان برای خودنمایی نماز میخواند. 73. و دیدی که: فقیه برای دین خدا فقیه نمیآموزد و طالب حرام ستایش و احترام میگردد. 74. و دیدی که: مردم در اطراف قدرتمندانند. 75. و دیدی که: طالب حلال، مذمت و سرزنش میشود و طالب حرام، ستایش و احترام میگردد. 76. و دیدی که: در مکه و مدینه کارهایی میکنند که خدا دوست ندارد و کسی از آن جلوگیری نمیکنند و هیچکس بین آنها و کارهای بدشان مانع نمیشود. 77. و دیدی که: آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد. 78. و دیدی که مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منکر کند، ولی دیگران او را از این کار برحذر میدارند. 79. و دیدی که: مردم به همدیگر نگاه میکنند، و از مردم بدکار پیروی نمایند. 80. و دیدی که: راه نیک خالی و راه رونده ندارند. 81. و دیدی که: مرده را مسخره کنند و کسی برای او اندهگین نشود. 82. و دیدی که: سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود. 83. و دیدی که: مردم و جمیعتها جز از سرمایهداران پیروی نکنند. 84. و دیدی که: به فقیر چیزی را دهند که برایش بخندند، ولی در راه غیر خدا ترحّم است. 85. و دیدی که: علائم آسمانی آشکار شود و کسی از آن نگران نشود. 86. و دیدی که: مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی به جای میآورند و کسی از ترس مردم از آنها جلوگیری نمیکند. 87. و دیدی که: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند، ولی در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد. 88. و دیدی که: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترام برای آنها قایل نیستند بلکه نزد فرزند از همه بدترند. 89. و دیدی که: زنها بر مسند حکومت بنشینند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود. 90. و دیدی که: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد. 91. و دیدی که: اگر روزی بر مردی بگذرد، ولی او در آن گناه بزرگی مانند بدکاری، کمفروشی و زشتی انجام نداده ناراحت است. 92. و دیدی که: قدرتمندان غذای عموم مردم را احتکار کنند. 93. و دیدی که: اموال حق خویشان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شرابخواری شود. 94. و دیدی که: به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن تجویز کنند. 95. و دیدی که: در امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بیتفاوت و یکسانند. 96. و دیدی که: سر و صدای منافقان برپا، امّا صدای حقطلبان خاموش است. 97. و دیدی که: برای اذان نماز مزد میگیرند. 98. و دیدی که: مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند و غیبت هم نمایند. 99. و دیدی که: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند. 100. و دیدی که: قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند. 101. و دیدی که: استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند. 102. و دیدی که: فرمانروایان، میراث مستضعفان را در اختیار بدکاران از خدا بیخبر قرار دهند. 103. و دیدی که: بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن میگویند، ولی گویندگان آن پرهیزکار نیستند. 104. و دیدی که: صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند. 105. و دیدی که: وقت (اول) نمازها را سبک بشمارند. 106. و دیدی که: هم و هدف مردم شکم و شهوتشان است. 107. و دیدی که: دنیا به آنها روی کرده است. 108. و دیدی که: نشانههای برجسته حق ویران شده است؛ در این وقت خود را حفظ کن و از خداوند بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد
مکان ظهور طبق روایات متواتر از طریق شیعه و سنی، که قیام شکوه مند آن مصلح جهانی از سرزمین و از مسجد الحرام، کنار کعبه ی معظمه، آغاز خواهد شد و تعداد سیصد و سیزده تَن از اصحاب او که فرماندهان لشکری و کشوری آن حضرت هستند، در میان رکن و مقام، با آن حضرت بیعت می کنند. آن گاه، تعداد دَه هزار نفر تکمیل می شود و وجود مقدّس حضرت بقیه الله (عج) با سپاه دَه هزار نفری، از مکّه حرکت می کنند و به اصلاح جهان می پردازند مفضّل از حضرت صادق(علیه السلام) می پرسد: «ای آقای من! حضرت مهدی (عج) از کجا و چه گونه ظهور می کند؟». حضرت فرمودند: «ای مفضل! او به تنهایی ظهور می کند و به تنهایی کنار کعبه می آید و به تنهایی شب را در آن جا می گذراند.».
موضوع مطلب : |
||||||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
||||||